خاطرات خانم وآقا

وبلاگ خاطرات یک زوج که خدا خیلی دوسشون داره

یک سال گذشت..

بهتر از پارسال بود و امیدوارم سال بعد بهترتر هم بشه..

اومدم نت و یه عالمه دوستای خوب پیدا کردم..

توی تنهایی هام که همسری رفت کرمان سربازی، جای خوبی بود و آدماش با همدردی هاشون آرومم می کردن..

همسری اومد و تاریخ عروسیمون معلوم شد..

بدو بدو برای عروسی و خستگی هاش و خاطرات شیرینش..

عروسی زیبامون و قشنگ ترین روز زندگیمون..

شروع یه زندگیه تازه با تمام بی تجربگی هامون..

شناخت بیشتر و ایجاد علاقه زیادتر..

رفتنم به سر کار و احساس خوب مفید بودن..

و حالا هم اولین نوروز در کنار هم و در خونه ی خودمون..

همه و همه توی سال زیبای 89 بود و امروز آخرین روز از آخرین سال دهه ی 80 داریم میریم که یک دهه ی جدید رو آغاز کنیم

خدایا برای داشته هام شکر..برای نداشته هام هم شکر..خدایا لایق این همه لطفت میشم، کمکم کن..

دوستای عزیزم شمایی که همیشه همراهم بودین، توی این ساعات آخر سال برای تک تکتون دعا می کنم که بهترین چیزا تو سال جدید براتون اتفاق بیوفته و کنار عزیزانتون همیشه شاد باشین و سلامت و عاشقانه زندگی کنید و عاشق باشید همیشه

دوستون دارم و از صمیم قلبم بهترین ها رو تو سال نو براتون آرزو دارم.

عیــــــــــــــــــدتون مبـــــــــــــــــارک



اولین سفره هفت سین





یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ به قلم خانم ()هدیه

Flowerسلااااااااااااااااااااااااااام به دوستای گل و گلابم!

خوووووووبین؟خوشییییییییین؟سلامتیییییییییییین؟

ببینم از زندگی لذت می برین که؟mahsae-aliهوم؟ خب امیدوارم همه با انرژی زیاد بگید بعــــــــــله!http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif

خدا رو شکر!ما هم خوبیم و خدا رو شاکریم که این همه نعمت به ما داده و در قبالش هیچی که نمی خواد هیییییییییییچ تازه بیشترم بهمون میده و بازم شکر که نمی کنیم هیییییییییییچ ناشکرم هستیم و همیشه از خدا طلبکاریم!

شکر...که خدایی به این خوبی داریم که با این همه بدی(خودم رو عرض می کنم) بازم این همه مهربونه و عاشق ماهاست!Heart Smile

الان من یه آدم پپپپپپپپپپپپپپپپپر انرژی که نمی دونم این همه انرژی از کجاست، در خدمت شما بنده های نازنین خدا هستم!

برای اون عده خواننده های خاموش که فکر می کنن من خیلی شیرین عقلم و الکی خوشم هم باید عرض کنم درسته!همین طوره!اصلاً هر چی شما میگی!

به به چقدر انرژی!

خب زیاد حرف نزنم که بریم سر اصل مطلب همون چیزی که شما رو به اینجا کشونده

یادتونه پستی که می نوشتم چه روزی بود؟:!:آره یکشنبه بود!mahsae-aliمن که در آرزوی سورپرایز شدن بودم رفتم خونه.همونطور که می دونین قرار بود فامیل شوهر عزیز و عمه جان همسری بیان خونمونSigh.رفتم خونه رو مرتب کردم و همسری رفت میوه خرید همه چی به موقع آماده شد.وقتی مهمونا اومدن دست دختر عمه ی همسری یه کیک دیدم و همزمان شنیدن تولدت مبارک از همه!!! و من: که فهمیدم چون همسری می خواسته سورپرایزم کنهHappy Dance تنها راهی که دیده این بوده که تولدم رو زودتر برام بگیره! http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/acxz5k.gifمن که همچنان اینجوری بودم : مهمونا رو پذیرایی کردم و همسری گفت زنگ می زنیم پیتزا سفارش میدیم واسه شام

منم خوشــــــــــــــــــــحال به مهمونا رسیدم و خوش گذشت

شام رو که خوردیم کیک رو آوردیم تا من شمع هاش رو بِفوتم! :Dmahsae-aliداشتم کیک رو می بریدم که همسری گفت چشمات رو ببند و من اینجوری: mahsae-aliچشمامو بستم که حس کردم یه چی داره میره تووو انگشتم!!!!Yah بله انگشتری زیبا کادو گرفتم از همسری اصرار هم نکنید که عکس نمی ذارم ازش :-Pچیه زورم می رسه خوSumo Wrestler 

بعد من با چشمانی درخشنده همش به همسری نگاه می کردم mahsae-aliنگاهی به معنای تشکر و قدردانی

یادتونه توو پست قبلی گفتم یه حدسایی می زنم؟:Dmahsae-aliهمون موقع همسری زنگیدCell Phone گفت داداشش پول لازم داره و ازم خواست براش کارت به کارت کنم(خودش سربازی بود آخه) و یه حسی (همون موضوع شاخکهام یادتونه که) بهم گفت می خواد واسه من کادو بخره باهاش!

کلی تشکر از همسری و بقیه که خیلی بهم خوش گذشتmahsae-ali

حتی خونواده همسری چون می دونستن من اگه توو کیک موز و گردو باشه خوشم نمیاد رفته بودن کیک سفارش داده بودن که من بخورم و دوس بدارم اشک شوقه

آخ آخ شلغمم سوووووووووووخت

الان میام....

خب سالمه خدا رو شکر! به طرز فجیعی عاشق شلغمم!!!باورتون میشه تا پارسال حالم بهم می خورد ازش ولی حالا عاشقشششششششششششششم

شب تولدم رفتیم خونه مامانمینا چون تولد من و بابام تو یه روزه!!!رفتم با مامان یه پیرهن مردونه واسه بابام گرفتم و کادو هم ازشون لپ تاپ گرفتم!!! که اگه برید به این آدرس: http://www.hpcompco.com/ عکسش رو میبینید mahsae-alidm3-1130CA  این مدل رو بزنید

برادر کوچکمان هم برای ما موس بولوتوث دار خرید و این بود از هدایا

کیک خریدیم و مطابق هر سال اول من شمع گذاشتم و فوتیدم بعد هم بابایی شعماش رو گذاشت و فوتید

جاتون خالی بود واقعاً

فردا رو بگووووو یعنی پنجشنبه، می خوام برم موهام رو فر کنم و به همین خاطر هم شرکت رو دو دَر کِرداهی و با مادر هماهنگ کِرداهی و خوشگل موشگل کِرداهی

دیگه دیگه دیگهsmile emoticon kolobok

بنده هنوز خرید عید نکردم!smile emoticon kolobokچقــــــــــــــــدر من ریلکسم!!به به

و اینکه رفتیم با همسری براش اُوِر کت خریدیم و بسی شاد گشتیم چون 50% تخفیف داشتyes2.gif

همین دیگه در ادامه نظر شما را به دیدن عکس هایی زیبا دعوت می نمایم

سرویس نقره ای که مامانم از کربلا آورده بود 1

کیک تولدم(اونی که مادر شوهرم اینا خریدن) 2

هدیه ی زیبای همسر عزیزم در دست خودم 3

این بود برنامه ای از خانم!

دوستون دارم و برای همتون آرزوی خوشبختی می کنم

پ.ن:و بالاخره ما در خانه اینترنت دار شدییییییییییییییییم و در آخر هم نشد adsl بگیریم چون خط تلفن های محل زندگانیه ما بسیار بسیار داغان می باشند و ناچار ما وایرلس گرفتیم کور بشه چشم مخابرات


چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ به قلم خانم ()هدیه

سلام دوست جونیاااااااااااااااااا

علت نبودنم لپ تاپ جدیدمه!چون برچسب حروف فارسی نداره تایپ فارسی برام سخته!

همتون رو خوندم و می خونم ولی نظر گذاشتن (به همون دلیلی که گفتم) برام سخته!

فقط بگم که سورپرایز شدم در حد لالیگا!!!!!!!

زود میام میتعریفم همراه با عکس!!!پس به گوش باشید!

دوستون دارم هوارتاااااااا




یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ به قلم خانم ()هدیه

سلاااااااااااام به دوستای عزیزم.

یه توضیح بدم همین اول!اینکه من دوس ندارم زود به زود آپ کنم و بیشتر ترجیح میدم وقتی آپ کنم که انرژیم زیاده و مثبته مثبتم!:))چون نمی خوام اینجا از غم و ناراحتی بنویسم!

بگذریم!حال شما؟احوالات شما؟خوبییییین؟

کادو چی گرفتین از همسریای مهربون و خوبتون؟mahsae-aliمن که چیزی کادو ندادم و نگرفتم...

همسری گفت برات یه چی میگیرم ولی یادش رفت..منم انتظاری ندارم ازش با اینکه اگه حتی یه جورابم می خرید من شاد میشدم ولی خب همش میگم سربازه و هم وقتش تنگه و هم فکرش درگیره.. خودمم چیزی نخریدم..البته من دلیل داشتم چون می خوام پولام رو جمع کنم و برای سالگرد عقدمون که 25 اسفنده یه چیز خفن براش بگیرم

من همیشه چیزایی می خرم که می دونم همسری نیاز داره و دوس داره

و همیشه حواسمو جمع می کنم ببینم چی دوس داره تا در اسرع وقت و اولین مناسبت همون رو براش بخرم چون می دونم خیلی کیف داره آدم همون چیزی که دوس داره رو کادو بگیرهmahsae-ali

البته یه توضیح کوچولو..عقد ما روز 17 ربیع الاول بود که سال 87 میشد همون 25 اسفند.حالا من موندم کِی براش کادو بخرم!

می دونین من هیچ وقت از همسری نمی پرسم که چی دوس داری برات کادو بگیرم!یعنی اصلاً به روش نمیارم که می خوام برات کادو بگیرم!اینجوری هیجانش بیشتره که!

نمی دونم یادتون هست یا نه!من تولدم 5 اسفنده!یعنی همین 5شنبه!http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_redface.gif

یه چیز دیگه هم بگم که سورپرایز کردن من کار حضرت فیله آخه دست خودم نیس!نمی دونم چرا شاخکام اینقدر فعاله و نمی تونم حدس نزنم و غافلگیر بشم!

الانم یه چیزایی حس کردم که اگه درست باشه بهتون میگم.

همسری دیشب ازم میپرسه واسه تولدت چی دوس داری برات بخرم من: ای خدا کاش میشد همسری هیییییییییییییییییییچ وقت این سوال رو ازم نپرسه!mahsae-ali

اصلاً آلرژی پیدا کردم نسبت به این سوال!به نظر شما خیلی بی مزه نیس که آدم از همسرش بپرسه چی دوس داری برات بخرم؟مثلاً من بگم فلان چیز و اونم بره بخره و بیاره بده دستم! خب این فقط یه کیف داره اونم اینکه چیزی که دوس دارم رو برام خریده!ولی اگه من نگم و خودش همون چیز رو بخره اون جوری 3تا کیف داره یکی اینکه به چیزی که دوس داشتم رسیدم دو اینکه همسری فهمیده من چی دوس دارم و سه اینکه سورپرایز شدم!!!

دختر خونه که بودم هم همین جور بود..مامانم همیشه کادو می خرید برام و من یا اتفاقی یا غیر اتفاقی قبل از تولدم کادوم رو میدیدم و از سورپرایز شدن خبری نبود

بگذریم

امشب مهمون دارم!:-Pخانواده همسری میان خونمون خواهرش و عمه اش هم میان!من الان شرکتم در حالی که یه بمب هسته ای خونه مون منفجر شده!!!! و نمی دونم آیا می رسم قبل از اومدنشون خونه رو از خجالت زدگی نجات بدم یا نه

دیروز مهمون دوره ای داشتیم البته به خاطر ولادت مولودی هم بود.خیلی خوب بود خانم جلسه ای که رفت آهنگ گذاشتیم و رقص نور و اوووووووف جاتون خالی دلی از عزا دراوردیم

دوستون دارم و براتون دعا می کنم که همیشه سلامت باشین

پ.ن :دلم می خواد یه اُوِر کت برا همسری بخرم ولی نمی دونم امروز می تونم یا نه!smile emoticon kolobokبه به چقدر کار دارم

پ.ن :مامانم برام از کربلا یه سرویس نقره خریده انقذه نازههههه تو آپ بعدی عسکشو می ذارم

پ.ن :کلاس هم داره جور میشه می خوام برم کلاس کار با فلز!!!!!!!!


 



یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ به قلم خانم ()هدیه


Design By : Pichak