سلامممم

سلام دوستان عزیزم ببخشید که اصلا این مدت نیومدم خبری از خودم بدم تو دوران بارداری که انگار به این وبلاگ ویار شدید داشتم اصلا دستم نمیرفت به نوشتن... این متن رو تو نوت موبایلم نوشتم، روزای اخر بارداریم بود: سلام دختر قشنگم مامان خیلی دلش میخواست احساساتش رو برای تو بنویسه اما هر دفعه یه چیزی پیش میومد حالا الان که دیگه به اخر راه رسیدیم یهو هوس کردم بشینم برات بنویسم از احساسم نسبت به تو و نسبت به مادرشدنم این حس که من هر روز با تو بزرگتر شدم خودت که خوب از حسا و حرفای دلم خبر داری درسته مامان تنبلی کرد و حرفاش رو برات ننوشت اما همیشه تو وجودم باهات حرف میزدم و از حسای قشنگم برات میگفتم تو هم به نشونه توجهت بهم ندا میدادی و با دستا و پاهای کوچیکت متوجهم میکردی که داری بهم گوش میدی این راه و این مرحله ی زیبا از زندگیم داره به اخرش نزدیک میشه تو این مدت جز لذت و خوبی و خوشی چیزی برام نبود هر روز و هر هفته و هر ماهش یه قشنگی داشت این اخرا هم که شوق دیدنت انتظار در آغوش کشیدنت برام زیبا بوده و هست دختر قشنگم از اول بارداریم نه حتی از خیلی قبلترش تمام سعیم این بود که بتونم خودم رو تربیت کنم تا تو رو تو ارامش بزرگ کنم سعی کردم خودم رو اصلاح کنم چه از لحاظ اخلاقی چه از لحاظ دینی. حتی از لحاظ تغذیه و سبک زندگی ارزوم این بوده و هست که بتونم این مسئولیت بزرگی که خدا نصیبم کرده رو به بهترین شکل به سرانجامش برسونم تمام سعی و تلاشم رو کردم که تو شاد و سالم دنیا بیای حتی از روش زایمانی که انتخاب کردم دخترم امروز رفتم دکتر و خانوم دکتر گفتن دیگه اماده ی اماده هستم برا شروع زایمان گفتن برم خونه و دردم گرفت دوباره بیام امروز تکونات خیلی بیشتر شده نمیدونم تو هم بی قرار دیدن مایی؟ عزیزم مامان از هیچی نمیترسه و از تصمیمی که گرفته خیلی خوشحاله همیشه دوست داشتم کوچولوی من طبیعی و از همون راهی که خدا مقدر کرده به دنیا بیاد. تا اماده ی اومدن به این دنیا باشه نه اینکه مثه عمل سزارین که یهو بچه از همه جا بی خبر و خیلی زودتر از موعدش به این دنیا کشونده میشه! خداروشکر که کارهایی که کردم،ورزش و شنا و کلاسایی که رفتم باعث شد بدنم اماده بشه و خانوم دکتر تو معاینه لگنم بگه خیلی عالیه آفرین! حالا منم اماده ی امادم منتظرم بعد از یه زایمان خیلی راحححححت دخملکم رو در آغوش بگیرم و باز هم شکر خدا رو به جا بیارم خدای مهربونی که نمیدونم چی در من دید که منو لایق مادر شدن دونست.. هروقت به این موضوع فکر میکنم بغضم میگیره.. خدایا شکرت

/ 6 نظر / 178 بازدید
خانم

سلام دوستان نميدونم چرا اينتر ها رو حذف كرده تو نوشته هام خلاصه ببخشيد اگه خوندنش براتون سخت بود

ف@طمه

ای جووووووووووووونم مبارکه عزیز دلممممممممم الهی دخملت سالمو سلامت به دنیا بیاد[بغل]

آلیس

سلام عزیز دلم خوبی؟؟؟ دخمل خوشگلت خوبه؟؟؟ همه چی آرومه؟؟

کاتب

سلام عزیزه دلم خوبی؟ دختری گلت خوبه؟ عزیزه دلم.. بازم بهت تبریک میگم.. سال خوبی رو برای هر سه تون آرزو میکنم.. شاد و سلامت باشین الهی میبوسمت گلم..

فرزان

سلام خانمی مادر شدنت مبارک ای جونم برا دخمری خیلی خوشحالم نوشتی دلم براتون تنگ شده بود هزاران بوسه برای شما ودخمری

دریا019

ای دوست بودنت سبز و دلت سبز و حضورت سبز ، خانه ات گرم دلت نرم .. چراغت روشن ، روزگارت آرام .. دست خوشبوی خدا همراهت ، امین مادر شدنت مبارک خانومی ..:-*روی ماه نی نی رو بوس بارونش کن:-*خداحفظش کنه قدمش پر خیرو برکت باشه براتون:-*