متاسفانه...

بله و بالاخره اون چیزی که دوس نداشتم اتفاق افتاد و آدرس این سایت به دست افراد نامربوط رسید

حالا بماند که چی شد و چجوری

بدم میومد همه پستام رو رمزدار کنم ولی مجبور شدم تا کور شود اونی که نباید ببیند!!

یه عالمه حرف دارم که به زودی میام و مینویسم.......

دوستون دارم

یه پست ثابتم میذارم که اگه دوستای عزیزم کسی رمز رو گم کنه بهش بدم

به آدمای جدید خعلی سخت اعتماد میکنم یعنی احتمالش نزدیک به صفره پس خیلی اصرار نکنید!

فعلا

/ 12 نظر / 160 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیر کوچولو

اتفاقا امنیت وبلاگت با رمزدار نوشتن بالا میره عزیزم. تصمیم خوبی گرفتی.

لی لی

سلام دوستم تو نینی سایت عضو نیستم شما رو هم اتفاقی دیدم البته اگه کسی که برام پیام گذاشته بود شما باشی به نام خانم اومدم اینجا که ببینم جواب منو دادین تو نظراتتون ولی رمز دار شده بودن نتونستم در مورد خودمم چی بگم آخه یه وبلاگ تازه ساختم تا یکم خاطره بنویسم توش که دوس داشتم چند تا دوس خوبم داشته باشم دوس نداشتم باعث دلهره و نگرانیتون بشم هر طور مایلید ولی من اینجا سر میزدمو لذت میبردم که انگار دیگه رمز دار شدن مطلباتون[گل][گل]

نسرین♥علے

سلام عزیزم منم رمزمیخوام خوب کاری ردی اونوقت هر کسی نمیتونه مطالبتو بخونه باید از اول همینکارو میکردی عزیزم بیا رمز بده ببینم که دلم ضغف میره[بغل]

نسرین♥علے

خانمی جونم من فکر میکردم شما اصفهونی گلم ا چه خوب تهرانی فدات شم [بغل]

مهتا

وقتی که تکیه گاه کسی باشی نباید بلرزی نباید پایت سُر بخورد.... نه اینکه بترسی که خودت زمین می خوری، نه بترسی از اینکه کسی که به تو تکیه کرده زمین بخورد و بشکند. عزیز منتظرتم یه سر بزن.

فرزان

سلام خانومی خوشحالم برگشتی دلم برات تنگ شده بود دلم میخواد معجزه ای که برام پیش اومدرا برات بنویسم اما هنوز وقت نمی کنم امتحاناتم تموم شد همه رو برات مینویسم[لبخند]

فرزان

منم رمز میخوام[خجالت]

مهدیه

وبلاگ زیبایی دارین به ما هم سری بزنین خوشحال میشیم